عمومی

سیاست انتزاع و دولت منتزع

من این کلمات را برای نشان دادن خوانش خود از این نوع حکومت به عاریت می گیرم، از این نظر، این نوع حکومت یک تفاوت بزرگ و مشهود و تفاوت بین مردم و افراد خانواده دارد، آنها فرهنگ مردم و مردم را درک نمی کنند. توسعه مردم و این فرهنگ. چنان ادامه می‌یابد که گاهی مردم نمی‌فهمند و حتی اگر بخواهند ممکن نیست، حقیقت خیلی دور است، زیرا حاکمان در کشور خودشان زندگی می‌کنند و به هر چیزی که با افکارشان همخوانی ندارد فکر می‌کنند. واقعی بودن و نمی دانند که در دنیایی غیرمنطقی زندگی می کنند. دولت زندگی او را اعلام می کند، اما مردم به راه های مختلف می روند و این دو به یکدیگر علاقه ای ندارند.

در عرصه بین المللی، دولت های تبعیدی شناخت دقیقی از دنیای مدرن و تغییرات سریع آن ندارند. به دنیا و محیط زیست دنیا اعتماد نکنید. به نظر می رسد از آنجایی که این دولت ها به مردم ساکن در خانه های خود اعتماد ندارند و با آنها احساس بیگانگی می کنند، همین افکار منفی را به محیط جهانی سرایت می کنند و به عبارتی فکر می کنند همه صاحبان قدرت به دنبال غارت و غنیمت هستند. کلاهبرداری فرودستان است و چون حکومت هایی که تصرف شده اند این گونه اند معتقدند در کشورهای مختلف چنین نخواهد بود و از مساوات و عدالت خبر ندارند… خیلی مخالف گردشگری هستند. . و روابط و تجارت، و آنها را به دام می اندازند.

و نکته مهم و پایانی این است که دولت های منزوی همیشه دچار مشکل می شوند و هنگام مواجهه با مشکلات متعجب می شوند و چون با علم بشری بیگانه هستند و دانشمندان مستقل و صادق را نمی شناسند کنار گذاشته می شوند و در محاصره مردم قرار می گیرند. مردم حریص و سودجو هستند، نمی توانند آینده و اتفاقات را به درستی پیش بینی کنند و هر بار که مشکلی برایشان پیش می آید، به دلیل ناتوانی در درک و تحلیل آن در گروه های اجتماعی به موضوع امنیت نگاه می کنند و موقعیت های بیهوده و آزار دهنده را نشان می دهند.

راه برون رفت دولت هایی که از سیاست دانش حذف می شوند، آشتی با مردم به ویژه علوم سیاسی و روابط بین الملل است که نشانه و مصداق آن وجود رابطه واقعی بین واقعیت حکومت ها و توسعه انسانی است. در کشورهای پیشرفته و پیشرفته

در واقع، دولت هایی که نگران توسعه نیستند، به جای هر سیاست دیگری، از سیاست ریاضت اقتصادی پیروی می کنند.

6565

دکمه بازگشت به بالا