عمومی

نقدی بر نگاه علی‌اکبر ولایتی؛ از افسانه‌ مسلمان‌شدن هیتلر تا اعتقاد به معنویت پوتین

ارزش سلاح‌های هسته‌ای در معادله بین‌المللی می‌تواند به قدرت‌ها کاهش یابد، زیرا حملات به هر دو طرف آسیب می‌زند. اما برای کشورهای ضعیف، می تواند جذاب باشد. زیرا مانع از قرار گرفتن آنها در خطر تجزیه یا ایجاد اختلال در مناطقی می شود که منجر به بازی های بزرگ می شود. اما تهدید تحریم های اقتصادی و «تعلیق توسعه» بزرگترین تهدیدی است که در صورت دستیابی به سلاح هسته ای آنها را تهدید می کند. مشکلات داخلی بین قدرت های بزرگ (مانند گسترش ناتو) پای این کشورها را به جنگ و خطر باز می کند تا کشورهای دیگر نیز این ریسک را بپذیرند. درست است که همه کشورها اینگونه در خطر نیستند. چندین کشور در شرایط وخیم مشابهی قرار دارند. اوکراین و ایران دو نمونه اخیر از این موضوع هستند.

فشار اقتصادی غرب و تهدید کمربند امنیتی که هر روز از سوی غرب و اسرائیل افزایش می‌یابد، می‌تواند مؤید سایر نیروهای حکومتی و البته برخی گروه‌های ملی باشد که وفاداری منطقه را تا نوع سیاسی انتخاب می‌کنند. . قدرت، به سلاح های هسته ای. متأسفانه در این میان بی تفاوتی آمریکا، اسرائیل و اروپا بر بازی خطر می افزاید. غیرممکن تاریخی مشابهی از سوی آمریکا و اروپا در مورد اوکراین مشاهده شد که منجر به بازی خطرناک تحریک روسیه شد. غرب از آنچه در جنگ جهانی اول برای آلمان رخ داد درس نگرفته است و بازی تحقیر و تهدید را از دو جهت مربوط به ایران و روسیه (و اوکراین به شکلی دیگر) در پیش گرفته است. برخلاف اظهاراتی که کشورهای غربی به دلیل بی مسئولیتی صلح بین المللی را نادیده گرفته اند.

نظام بین‌الملل یک ساختار قدرت بین‌المللی و نوعی تقسیم قدرت جهانی است که کشورها از طریق «آنلاین و خویشاوند» و بر اساس مفاهیم فکری و حکمرانی بین‌المللی از کنترل تسلیحات تا منازعات اقلیمی و اخلاقی در حقوق بشر دریافت کرده‌اند. بر اساس آن. این مراجع و سازوکارهای حقوقی بین‌المللی در سایه «توازن قوا» کار می‌کنند، اما باعث از بین رفتن کامل زور، رقابت و جنگ نشده‌اند. این قدرت های «بین المللی» توانسته اند ثبات را حفظ کنند. تغییرات عمده‌ای که در طول سال‌ها در روابط بین‌الملل رخ داده است، پتانسیل ایجاد اختلال در این رژیم‌های بین‌المللی «تثبیت‌شده» را دارد. شرایط کشورهایی مانند آلمان، ژاپن، کره جنوبی، پاکستان و ایران هر کدام به نحوی متفاوت در رژیم قدرت های جهانی تغییر چشمگیری داشته است. وقتی این کشورها در “مناطق درگیری” قرار می گیرند، می توانند با چالش های امنیت ملی روبرو شوند.

ترس و «خود بزرگ بینی» دو عامل مهم در تغییر رفتار ملت هاست. «تکبر» نوعی تکبر است که ناشی از ضعف، عدم مهارت و عزت نفس بالاست. «اثر دانینگ-کروگر» را به خاطر بسپارید… بنابراین هنگام تصمیم گیری و برنامه ریزی برای امنیت ملی، شاید بیش از هر چیز دیگری باید به این دو عامل توجه کرد. تئوری اخلاقی بی فایده است و نمی توان نام کشورهایی از جمله دولت های دموکراتیک سرمایه داری را که مسئول صلح جهانی باشند نام برد. بدیهی است که تضاد بین منافع قدرت های بزرگ دائمی تر از این است. کشورهای در معرض خطر، اگرچه غرق در شعارهای ایدئولوژیک هستند، اما به طور غریزی تأثیر درگیری بین ابرقدرت ها را درک می کنند.

اینجاست که کشورهای متجاوز می توانند آنها را تا مرز سلاح هسته ای پیش ببرند یا در همان سمت به آنها بپیوندند. نکته همین است. آلمان در اروپا، ژاپن و کره جنوبی در خاور دور و ایران در غرب آسیا، همه بدون توجه به دیدگاهشان نگران موجودیت و کشور خود خواهند بود. اظهارات هفته گذشته کمال خرازی و محمدجواد لاریجانی را باید جدی گرفت چرا که “جذابیت” از نوع “مناقشه هسته ای” را در مواقع بحران آشکار می کند. نمونه‌هایی از این گونه استدلال‌ها را می‌توان در سخنان مرحوم دکتر دکتر جست‌وجو کرد. عسگرخانی، استاد سابق روابط بین الملل دانشگاه تهران، اکبر اعتماد، رئیس سازمان انرژی اتمی رژیم سابق و دیگران.
در یک بحران امنیتی، تفکر انتقادی جایگزین غرایز می شود، درگیری ها دستکاری می شوند، احساسات به خشونت تبدیل می شوند و احساسات سردرگم می شوند. در ترس، ترس و ضعف، دولت ها به راه های نادرستی می افتند. این نظریه یک «نظریه مفهومی» در روابط بین الملل است. خشم آمریکا از اسرائیل چشمان اخلاقی آنها را کور کرده است و آنها نمی توانند بدون خشم و منافع به نقش خود در صلح جهانی فکر کنند. فشارهای اصلی آنها دیگر اقتصادی نیست، آنها نوعی ظلم مدرن هستند. گاهی تصور می شود که او سعی دارد ایران را نابود و تجزیه کند. همانطور که “برنارد لوئیس” یک بار گفته بود “ایران خیلی بزرگ است”.

تضادهای طبیعی نظم جهانی روز به روز آشکارتر می شود و به نظر می رسد که اسرائیل بیش از دیگران در برافروختن آتش جنگ بی تاب است. «درگیری‌های بین‌المللی» در دوران «بحران رقابت برای کیفیت» کشورهای کوچک‌تر و ضعیف‌تر را وارد بحران می‌کند. همانطور که در اوکراین و اکنون ایران اتفاق افتاد. اسرائیل با پیوند دادن این دو نوع (یعنی «درگیری‌های جهانی» و «افزایش مشکل رقابت برای منافع استراتژیک») می‌خواهد ایران را در این مشکل قرار دهد. درک چنین شرایطی است که باید قاطعانه عمل کرد و مراقب اتحادهای استراتژیک بود و مشکلات گذشته ایران و آمریکا را به درگیری های آمریکا، چین و روسیه گره نزند. به ویژه، خودکنترلی نباید باعث “منافع روسیه” شود. همان سرنوشتی که برای هواداران هیتلر در جنگ جهانی دوم رقم خورد. امروز، بحران مالی جهان را پر کرده است که می خواهد آینده این قرن را تعیین کند. بی طرفی ایران در جنگ گزینه غیرممکنی نیست، اما متأسفانه گاهی برعکس آن دنبال می شود. در مواجهه با تضادهای طبیعی و تاریخی، «صبر و وقت بیشتر» و سازگاری با ناملایمات بسیار مهم است. چنین رفتار خردمندانه ای در تاریخ زمینه ساز نوعی «بی طرفی» است تا از مشکلی که بالاتر از «مشکل قدرت های قدرتمند» است نه «مشکل ما» با موفقیت عبور کند. این مشکل نمی تواند «مشکل ما» باشد.

ایران این عقل را دارد که در جنگ با آمریکا به صدام نپیوندد. دامی که انقلابیون را بی ادبانه فریب داد. عاقلانه و خردمندانه، با برنامه ریزی رهبری بر این مشکل غلبه کردیم. اکنون، در بحران اوکراین، ما به چنین خردی از سوی رهبری نیاز داریم. این فقط ترس نیست که باعث می شود «عقل» در سیاست گذاری امنیت ملی به بیراهه برود. خود انزجار ذاتی گاه ملت ها، روشنفکران، نخبگان و توده ها را به طرفداری از فاشیسم، هیتلریسم، امپریالیسم و ​​نام های دیگر سوق داده است.

این در میان کسانی که از «عزت نفس پایین» رنج می برند بسیار رایج است. در طول جنگ جهانی دوم، افسانه های نادرستی در مورد مسلمان شدن هیتلر وجود داشت. در میان مردم عادی همه کشورها چنین افسانه هایی وجود دارد. شاید هیچ اتفاقی نیفتد. اما یک نکته مهم وجود دارد: فاجعه زمانی رخ می دهد که چنین خطاهایی به طور سیستماتیک وارد سیستم تصمیم گیری شوند.
ببینید علی اکبر ولایتی که 40 سال در امور خارجی کار کرده است چه می گوید: «آقا. پوتین و باورهای او که در اعمال او منعکس می شود، باورهای معنوی هستند. به این ترتیب در گذشته حاکمان کرملین سکولار و ملحد بودند و اکنون از بالا تا پایین ساکنان این کشور بیشتر مسیحی یا مسلمان هستند و به کلیسا یا مسجد می روند.

* چاپ در روزنامه شرق / مرداد 1401

دکمه بازگشت به بالا