بازگشت آورگان فلسطینی به غزه؛ امید در ویرانی
یادداشت؛

میان ویرانههای غزه، امید مانند جوانههای سبز در دل خاکسترها سر میزند، بازگشت آورگان فلسطینی به سرزمین مادر، نهتنها نماد تجدید حیات و هویت ملی، بلکه نمایانگر ارادهای است که با وجود جنگ و مصیبت، همچنان بر قدرت زندگی و صلح استوار است و این سفر به خانه، تجلی رؤیای دیرینهای است که نسلها در انتظار آن بودهاند و هر قدم، پیامی از امید به دنیای فردا را به همراه دارد.
خبرگزاری آنا ـ نفیسه حسینپور؛ خسته از یک روز کاری پرمشغله، روی مبل خانه گرم و امن خود نشستهام و چرخی در میان شبکههای اجتماعی و صفحات وب میزنم. در میان همه آن اطلاعات پراکنده، یک خبر توجهم را جلب میکند: «بازگشت دهها هزار آواره فلسطینی از جنوب به شمال غزه»، دهها هزار فلسطینی که در پی حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی به غزه به اجبار به جنوب این منطقه پناه برده بودند، از صبح امروز بازگشت به سرزمینهای خود در شمال را آغاز کردند.
تصاویر را جستوجو میکنم و سیلی از انسانهایی را میبینم که چهرههایی فرتوت و پر از رنج دارند، اما در چشمانشان برق امید و شادی میدرخشد. حیرتزده از عزم راسخشان برای بازگشت به وطن، تصاویر شمال غزه را جستوجو میکنم. انبوهی از ویرانی میبینم و به فکر فرو میروم که وطن چیست؟ چه عاملی موجب میشود آوارههای فلسطینی به وطن ویرانشان بازگردند؟ راز این برق شادی در چشمانشان چیست؟
بازگشت به غزه با چالشهای متعددی همراه است. شرایط اقتصادی سخت، محدودیتهای مرزی و زیرساختهای ضعیف، زندگی در این منطقه را دشوار کرده است. بسیاری از آوارگان که سالها در اردوگاهها زندگی کردهاند، با بازگشت به غزه با مشکلاتی مانند کمبود مسکن، بیکاری و دسترسی محدود به خدمات بهداشتی و آموزشی مواجه میشوند.
وطن چیست؟
وطن مفهومی عمیق و چندبعدی است که فراتر از یک مکان جغرافیایی به احساس تعلق، هویت و عاطفهی انسانها نسبت به زادگاه یا جایی که در آن رشد کردهاند، اشاره میکند. وطن تنها خاک و مرزهای فیزیکی نیست، بلکه خاطرات، فرهنگ، تاریخ، زبان و ارزشهایی است که افراد را به یکدیگر و به سرزمینشان پیوند میدهد.
وطن جایی است که انسان در آن احساس آرامش و امنیت میکند، جایی که ریشههایش در آن نهفته است و هویت او را شکل میدهد. برای برخی، وطن ممکن است زادگاهشان باشد، برای برخی دیگر جایی که در آن زندگی کردهاند و خاطرات زیبایی ساختهاند. وطن میتواند نماد آزادی، استقلال و عزت باشد و گاهی حتی برای کسانی که از آن دور افتادهاند، به یک آرزو و رویا تبدیل میشود.
حس وطنپرستی و تعلق خاطر فلسطینیان به سرزمینشان، یکی از قویترین و عمیقترین احساسات در میان ملتهای جهان است. این حس قوی ریشه در عوامل تاریخی، فرهنگی، مذهبی و اجتماعی دارد که در طول دههها و حتی قرنها شکل گرفته است.
برخی از دلایل این حس عمیق وطنپرستی به شرح زیر است:
۱. تاریخ و هویت عمیق
فلسطین برای فلسطینیان تنها یک سرزمین نیست، بلکه بخشی از هویت تاریخی و فرهنگی آنهاست. این سرزمین هزاران سال تاریخ دارد و برای بسیاری از فلسطینیان، نماد تمدن، اصالت و ریشههای اجدادی است. از نظر آنها، فلسطین خانه اصلیشان است و از دست دادن آن به معنای از دست دادن بخشی از وجود خودشان است.
۲. ارتباط مذهبی و معنوی
فلسطین برای مسلمانان، مسیحیان و یهودیان دارای اهمیت مذهبی و معنوی بالایی است. برای فلسطینیان، این سرزمین مکان مقدسی است که مسجدالاقصی، کلیسای مقبره مقدس و دیگر اماکن مذهبی در آن قرار دارد و این ارتباط معنوی موجب شده که دفاع از فلسطین برای بسیاری از فلسطینیان نهتنها یک وظیفه ملی، بلکه یک مسئولیت دینی باشد.
۳. آوارگی و رنج طولانی
فلسطینیان از سال ۱۹۴۸ (تأسیس رژیم اسرائیل) تاکنون با آوارگی، جنگ و اشغال مواجه بودهاند. میلیونها فلسطینی در اردوگاههای پناهندگان در سراسر جهان زندگی میکنند و آرزوی بازگشت به سرزمین خود را دارند. این رنج طولانی و بیعدالتیها موجب شده که حس تعلق آنها به وطنشان قویتر شود و حاضر باشند برای بازپسگیری آن تا پای جان بایستند.
۴. مقاومت بهعنوان نماد آزادی
فلسطینیان مقاومت خود را نهتنها برای بازپسگیری سرزمینشان، بلکه بهعنوان نمادی از مبارزه برای آزادی و عدالت میدانند. آنها خود را نماینده مبارزه علیه اشغال و استعمار میدانند و این حس مبارزهطلبی به آنها انگیزه میدهد تا در برابر هرگونه ظلم و ستم ایستادگی کنند.
۵. حافظه جمعی و انتقال خاطرات
نسلهای مختلف فلسطینیان خاطرات و داستانهای مربوط به سرزمین خود را از طریق خانوادهها و جامعه به یکدیگر منتقل میکنند و این حافظه جمعی موجب شده که حتی جوانترین نسلها نیز حس تعلق عمیقی به فلسطین داشته باشند و برای آن مبارزه کنند.
۶. سرزمین مادری، منبع عزت و کرامت
برای فلسطینیان، سرزمینشان تنها یک مکان فیزیکی نیست، بلکه منبع عزت و کرامت است. از دست دادن سرزمین به معنای از دست دادن هویت و کرامت است، بنابراین آنها حاضرند برای حفظ این عزت و کرامت تا پای جان بایستند.
۷. اتحاد و همبستگی ملی
فلسطینیان با وجود تفاوتهای داخلی، در برابر دشمن مشترک خود متحد میشوند و این اتحاد و همبستگی ملی موجب تقویت روحیه مقاومت و وطنپرستی در میان آنها شده است.
۸. نماد مبارزه جهانی با ظلم
فلسطین برای بسیاری از مردم جهان به نماد مبارزه علیه ظلم و اشغال تبدیل شده است. این حس جهانی بودن مبارزه، به فلسطینیان انگیزه میدهد که در راه آزادی سرزمین خود پایدار بمانند، حس وطنپرستی فلسطینیان ترکیبی از عشق به سرزمین، حس عدالتخواهی و مقاومت در برابر ظلم است. این حس آنقدر قوی است که حتی در سختترین شرایط، آنها حاضرند برای آزادی وطن خود تا پای جان بایستند و این مقاومت و پایداری، نشاندهنده عمق عشق و تعلق آنها به فلسطین است.
حس وطنپرستی عمیق فلسطینیان و مقاومت آنها در برابر اشغال و بیعدالتی، واقعاً بسیاری از معادلات کلاسیک جامعهشناسی و اقتصادی را به چالش میکشد و این پدیده را نمیتوان تنها با مدلهای مرسوم اقتصادی یا جامعهشناختی توضیح داد، چراکه این حس فراتر از منافع مادی و محاسبات عقلانی است، در عوض، این موضوع نیازمند رویکردی چندوجهی و بینرشتهای است که ابعاد تاریخی، فرهنگی، روانشناختی و سیاسی را در نظر بگیرد.
در ادامه به برخی از مدلها و نظریههایی که میتوانند این پدیده را تا حدی توضیح دهند، اشاره میشود:
۱. مدلهای هویتی و فرهنگی
– نظریه هویت اجتماعی Social Identity Theory
این نظریه بیان میکند که افراد هویت خود را از طریق عضویت در گروههای اجتماعی تعریف میکنند. برای فلسطینیان، هویت ملی و فرهنگی آنها به شدت با سرزمینشان گره خورده است. مقاومت آنها نهتنها برای حفظ سرزمین، بلکه برای حفظ هویت جمعیشان است.
– نظریه مقاومت فرهنگی Cultural Resistance
این نظریه بر این موضوع تأکید دارد که گروههای تحت ستم از فرهنگ و هویت خود بهعنوان ابزاری برای مقاومت در برابر سلطه استفاده میکنند. فلسطینیان با حفظ زبان، تاریخ، و سنتهای خود، در برابر اشغال مقاومت میکنند.
۲. مدلهای روانشناختی
– نظریه تعلق مکانی Place Attachment
این نظریه به ارتباط عاطفی و روانشناختی افراد با مکانهای خاص اشاره دارد. برای فلسطینیان، سرزمینشان تنها یک مکان فیزیکی نیست، بلکه بخشی از وجود و هویت آنهاست و این تعلق عمیق موجب میشود که آنها حاضر باشند برای حفظ آن هر هزینهای را بپردازند.
– نظریه روانشناسی مقاومت Psychology of Resistance
این نظریه به بررسی انگیزههای روانشناختی افراد برای مقاومت در برابر ظلم میپردازد. برای فلسطینیان، مقاومت نهتنها یک انتخاب، بلکه یک ضرورت روانشناختی برای حفظ عزت و کرامت است.
۳. مدلهای سیاسی و جامعهشناختی
– نظریه جنبشهای اجتماعی Social Movement Theory
این نظریه به بررسی عوامل شکلگیری و تداوم جنبشهای اجتماعی میپردازد. مقاومت فلسطینیان را میتوان به عنوان یک جنبش اجتماعی در نظر گرفت که حول محور عدالت، آزادی و بازگشت به سرزمین شکل گرفته است.
– نظریه استعمارزدایی Decolonization Theory
این نظریه بر مبارزه ملتهای تحت استعمار برای آزادی و استقلال تاکید دارد. فلسطینیان در چارچوب این نظریه، به عنوان ملتی تحت اشغال، برای استعمارزدایی و بازپسگیری سرزمین خود مبارزه میکنند.
۴. مدلهای اقتصادی غیرمرسوم
– اقتصاد مقاومتی Resistance Economy
این مفهوم به استراتژیهای اقتصادی اشاره دارد که گروههای تحت ستم برای مقاومت در برابر فشارهای اقتصادی دشمن به کار میگیرند. فلسطینیان با ایجاد شبکههای اقتصادی محلی و خودکفایی نسبی، در برابر محاصره اقتصادی مقاومت میکنند.
– اقتصاد معنوی Moral Economy
این مفهوم به ارزشهای غیرمادی مانند عدالت، کرامت و آزادی اشاره دارد که میتوانند بر رفتار اقتصادی افراد تاثیر بگذارند. برای فلسطینیان، ارزشهای معنوی مانند آزادی و عدالت از منافع مادی مهمتر هستند.
۵. مدلهای تاریخی و تمدنی
– نظریه حافظه تاریخی Historical Memory
این نظریه بر نقش خاطرات جمعی و تاریخی در شکلگیری هویت و رفتار گروهها تاکید دارد. برای فلسطینیان، خاطرات تاریخی از نبردها، آوارگی و مقاومت، بخشی از هویت جمعی آنهاست و به آنها انگیزه میدهد تا به مبارزه ادامه دهند.
– نظریه تمدنی Civilizational Theory
این نظریه به نقش تمدنها و فرهنگهای باستانی در شکلگیری هویتهای مدرن اشاره دارد. فلسطین به عنوان بخشی از تمدنهای باستانی، برای فلسطینیان نماد تمدن و اصالت است.
۶. مدلهای ترکیبی و بینرشتهای
– نظریه سیستمهای پیچیده Complex Systems Theory
این نظریه به بررسی پدیدههایی میپردازد که از تعامل عوامل مختلف (اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی) شکل میگیرند. مقاومت فلسطینیان را میتوان به عنوان یک سیستم پیچیده در نظر گرفت که تنها با ترکیب چندین مدل و نظریه قابل توضیح است.
حس وطنپرستی فلسطینیان و مقاومت آنها را نمیتوان تنها با یک مدل یا نظریه توضیح داد و این پدیده نیازمند رویکردی ترکیبی است که ابعاد تاریخی، فرهنگی، روانشناختی، سیاسی و اقتصادی را در نظر بگیرد.
مدلهایی مانند نظریه هویت اجتماعی، اقتصاد مقاومتی، و نظریه سیستمهای پیچیده میتوانند بهعنوان چارچوبهایی برای درک این موضوع استفاده شوند، اما در نهایت، این پدیده منحصربهفرد است و نیازمند تحلیلهای عمیق و چندوجهی است.
والعصر
عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی اصفهان (خوراسگان)